سونوی ماه هفتم بارداری
سلام دردونه مامان چطوری عزیز دلم
دخترم امروز صبح با بابا ابراهیم رفتیم سونوگرافی.ساعتهای ٩:٣٠ رسیدیم تا ١٠:٣٠ معطل شدیم تا نوبتم شد.
رفتم داخل،خانوم دکتر مانیتور دستگاهش رو برگردوند تا تو رو بهم نشون بده اما نسبت به قبلا تصویر خیلی نامفهوم بود. وقتی از خانوم دکتر پرسیدم گفت هر چی بچه بزرگتر میشه تصویرش مبهم تر میشه چون تمام فضای رحم رو پر میکنه. من که منتظر بودم تا تو ماه نهم از خانوم دکتر فیلم جنینیت رو بگیرم پرسیدم پس چرا برای فیلم جنینی میگن باید تو ماه نه باشه؟ خانوم دکتر گفت کی گفته من که به بیمارام میگم ماه ٥،یا ٦یا نهایتا ٧. گفتم وااااای من منتظر ماه نه بودم که بچه بزرگ بشه بعد فیلمش رو بگیرم. گفت کاش از من یا منشیهام سوال میکردی.
خیلی ناراحت شدم گلم چون تو سونوهای قبلی بدنت کاملا واضح بود اما این دفعه خیلی مبهم بود به زور میتونستم با توضیحات خانوم دکتر متوجه بشم اینجا کجای بدنته. خانوم دكتر وقتي ديد كه من خيلي جا خوردم گفت اشكال نداره براي 4 تاي بعدي. منم گفتم واااااااااااي كي بره اين همه راه رو!!!!!!!!!!!
خانوم دکتر گفت الان تو هفته ٢٨ ام ای از هفته ٣٠ ام به بعد که هیچی دیده نمیشه اگه میخوای فیلم داشته باشی با اینکه دیره ولی میتونم برات ضبط کنم. منم گفتم باشه ضبط کنید.
الهی قربونت برم مامانی سرت تو پهلوی راستم بود اینقدر خودت رو کج و کوله کرده بودی که خانوم دکتر هر کاری میکرد نمیتونست اعضای بدنت رو بهم نشون بده. خانوم دکتر پاهای قشنگت رو بهم نشون داد.الهی فدای اون پاهای کوچولوت بشم عسلم. کف پات رو هم بهم نشون داد خیلی خوشکل بود زانوهاتو که نگو چقدر کوچولو و ناز بود. خانوم دکتر باسنت رو میخواست بهم نشون بده گفتم کجاست گفت اینجاست ولی اینقدر کوچولویه که دیده نمیشه.
ستون فقراتت،قلب خوشکلت و شکم نازت رو به وضوح دیدم.خانوم دکتر گفت ببین اینجا شکمشه الهی داره نفس هم میکشه ببین چه جوری شکمش بالا و پایین میره.
وقتی نگاه کردم دیدم یه شکم کوچولو داره بالا و پایین میره زدم زیر خنده خانوم دکتر هم میخندید ولی گفت نباید بخندی ببین عکسشو خراب کردی. الان نه باید بخندی نه گریه کنی فقط باید نگاه کنی. از اون به بعد خیلی خودم رو کنترل کردم تا نخندم اخه نمیدونی حالتت چقدر خنده دار بود سرت رو برده بودی بین زانوهات دستت رو هم بین پاهات گذاشته بودی. از اون وسطها یه چیزی دیده شد که خانوم دکتر میگفت دستته.
قشنگترینم برای دیدن و فیلم گرفتن از صورت ماهت حسابی ما رو اذیت کردی. خانوم دکتر هر کاری میکرد نمیتونست صورتت رو بگیره خانوم دکتر گفت: چرا این اینجوری کرده کج و کوله شده هیچ کار نمیتونم بکنم.
بهم گفت به پهلوی چپ دراز بکشم شاید بتونه صورتت رو بگیره. من هم این کار رو کردم و صورتم رو به طرف مانیتور برگردوندم.
برای یه لحظه صورتت قشنگ و واضح معلوم شد.الهی قربون اون صورت ماهت بره مامانیت. اما همین وسط شما خانوم خوشکله صورتت رو کشیدی عقب و رخ ندادی. خانوم دکتر گفت چقدر دخترت فوضوله نمیزاره کارمون رو بکنیم. منم گفتم ناز داره دیگه.خانوم دکتر گفت بهتر از این نمیشه و کار ضبط رو قطع کرد.
بعدش هم صدای قلب قشنگت رو برام گذاشت مثل همیشه امید بخش و سرشار از صدای زندگی...
اینم خلاصه ی نتیجه سونوی ٢٨ هفتگیت(البته به تاریخ اولین سونوی خانم سجادی ٢٧ هفته و دو روز):
FHR=156 n/min (ضربان قلب)
BPD=69 mm (قطر سر)
FL=53 mm (طول استخوان ران)
AC=237 mm (دور شكم)
وزن=1180 گرم سن=28 هفته تاريخ زايمان طبيعي=29/11/1392
الهي مادر قربون اون قد و بالاي ريزه ميزه ات بره عسلي. خيلي دوستت دارم دختر گلم.
خوب قربونت برم من بايد برم شام درست كنم. ميبوسمت











سونوی ماه هفتم بارداری
